تبليغاتX
من اینجا تو رو کم دارم

نکته

 
 
همه بلند ترین صدا را می شنوند

پررنگ ترین ها را می بینند

و بیشترین ها را می خواهند

غافل از اینکه

خوبی ها بی صدا می آیند

کمرنگ اند

و

کم می مانند..........



یکشنبه سوم آبان 1388 |
پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند

آری اگر بسیار اگر کم فرق دارند


شادم تصور می کنی وقتی ندانی

لبخند های شادی و غم فرق دارند


برعکس می گردم طواف خانه ات را

دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند


من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان

با این حساب اهل جهنم فرق دارند


بر من به چشم کشته عشقت نظر کن

پروانه های مرده باهم فرق دارند

فاضل نظری



جمعه دهم مهر 1388 |

 
 
دکتر علی شریعتی میگه :

 

دوست دارم در خیابان با کفشهایم راه بروم و به خدا فکر کنم

 

تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم !




سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 |
 تنبلهای عزیز توجه فرمایید راهکارهای جدید رسید:


1-روزها استراحت کنید تا شبها بتوانید راحت تر بخوابید


2-در نزدیکی تختتان صندلی راحتی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید

روی آن بنشینید و استراحت کنید


3-خوابیدن به نشستن، نشستن به ایستادن و ایستادن به راه رفتن

اولویت دارد


4-کار امروز را به فردا موکول کنید و کار فردا را به پس فردا


5- اگر حس کار کردن به شما دست داد کمی صبر کنید.....




پنجشنبه پنجم شهریور 1388 |

 
 
دوره ارزانیست!

شرف اینجا ارزان!

تن عریان ارزان!

آبرو قیمت یک تکه نان!

و دروغ ازهمه چی ارزانتر!

و چه تخفیف بزرگی خورده است 

قیمت هر انسان . . .  



دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 |
همه آدم ها با هم برابرند

اما پولدارها محترمترند

همه آدم ها با هم برابرند

اما دخترها پرطرفدارترند

همه آدم ها با هم برابرند

اما بچه ها واجب ترند

همه آدم ها با هم برابرند

اما خانوم ها مقدم ترند

همه آدم ها با هم برابرند

اما سیاه ها بدبخترند و سفید ها برترند

تبعیضی در کار نیست در کل همه آدم ها با هم برابرند




سه شنبه ششم مرداد 1388 |
بعضی عشقا مثه حضرت نوح می مونن ( بعضی ها از ترس طوفان میان پیشت )

بعضی عشقا مثه حضرت آدمه( خوبیش اینه که اولین عشقته )

بعضی عشقا مثه حضرت ابراهیمه ( باید  همه چیزتو قربونی کنی)

بعضی عشقا مثه حضرت مسیحه ( آخرش به صلیب کشیده می شی )

بعضی عشقا هم مثه حضرت موسی هستن ( تا یه کم دور میشی یه گوساله میاد و جاتو می گیره . . . ) 



پنجشنبه یکم مرداد 1388 |

 
 
دختران روستا به شهر فکر می کنند

ودختران شهر در آرزوی روستا

مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند

و مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند

پروردگارا کدامین در کدامین جای جهان شکسته است

که هیچ کس به خانه اش نمی رسد؟!!!



سه شنبه دوم تیر 1388 |

ارزو

 
 
می کنم دانه اناری


و به دل می گویم


کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود



چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 |

 
 

ما همه آدمیم

و بهشت همین زندگیست

و هر کس به اندازه ای که از میوه آن درخت ممنوع می خورد

خود را بیشتر تبعیدی زمین

و غریب زمانه می بیند



شنبه بیست و دوم فروردین 1388 |


Blog Skin